خانه / 140 حکمت شرح ابن ابي الحدید / نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۵۸ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)وصف حضرت علی به بیان خود آن حضرت

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۱۵۸ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)وصف حضرت علی به بیان خود آن حضرت

حکمت ۱۸۴ صبحی صالح

۱۸۴-وَ قَالَ ( علیه‏السلام  )مَا شَکَکْتُ فِی الْحَقِّ مُذْ أُرِیتُهُ

حکمت ۱۵۸ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۸   

۱۵۸: مَا شَکَکْتُ فِی الْحَقِّ مُنْذُ أُرِیتُهُ أی منذ أعلمته و یجب أن یقدر هاهنا مفعول محذوف-  أی منذ أریته حقا-  لأن أرى یتعدى إلى ثلاثه مفاعیل-  تقول أرى الله زیدا عمرا خیر الناس-  فإذا بنیته للمفعول به قام واحد من الثلاثه-  مقام الفاعل و وجب أن یؤتى بمفعولین غیره-  تقول أریت زیدا خیر الناس-  و إن کان أشار بالحق إلى أمر مشاهد بالبصر-  لم یحتج إلى ذلک-  و یجوز أن یعنی بالحق الله سبحانه و تعالى-  لأن الحق من أسمائه عز و جل-  فیقول منذ عرفت الله لم أشک فیه-  و تکون الرؤیه بمعنى المعرفه-  فلا یحتاج إلى تقدیر مفعول آخر-  و ذلک مثل قوله تعالى-  وَ آخَرِینَ مِنْ دُونِهِمْ لا تَعْلَمُونَهُمُ اللَّهُ یَعْلَمُهُمْ أی لا تعرفونهم الله یعرفهم-  و المراد من هذا الکلام ذکر نعمه الله علیه-  فی أنه منذ عرف الله سبحانه لم یشک فیه-  أو منذ عرف الحق فی العقائد الکلامیه-  و الأصولیه و الفقهیه لم یشک فی شی‏ء منها-  و هذه مزیه له ظاهره على غیره من الناس-  فإن أکثرهم أو کلهم یشک فی الشی‏ء-  بعد أن عرفه و تعتوره الشبه و الوساوس-  و یران على قلبه و تختلجه الشیاطین عما أدى إلیه نظره- .

 

و قد روی أن النبی ص لما بعثه إلى الیمن قاضیا-  ضرب على صدره و قال اللهم اهد قلبه و ثبت لسانه-  فکان یقول ما شککت بعدها فی قضاء بین اثنین

و روی أن رسول الله ص لما قرأ-  وَ تَعِیَها أُذُنٌ واعِیَهٌ-  قال اللهم اجعلها أذن علی-  و قیل له قد أجیبت دعوتک

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۱۵۸)

ما شککت فى الحق مذ اریته. «از آن هنگام که حق را به من نمودند در آن شک نکردم.» یعنى از هنگامى که حق را دانستم و شناختم در آن شک نکردم. ابن ابى الحدید پس از بحث مختصرى درباره اینکه در این جمله مفعول محذوفى هم وجود دارد، مى ‏گوید: جایز است که کلمه حق را به معنى خداوند سبحانه و تعالى بدانیم که حق یکى از نامهاى خداوند است و مقصود این است از هنگامى که خدا را شناختم در آن شک و تردید نکردم و اگر رویت به معنى معرفت گرفته شود نیازى به در تقدیر گرفتن مفعول محذوف نیست. مراد از این سخن یاد کردن نعمت خداوند بر اوست که از هنگامى که او را شناخته است. هیچ گونه تردیدى نکرده است یا آنکه از آن هنگام که در معتقدات کلامى و اصولى و فقهى حقیقت را درک کرده در چیزى از آن شک نکرده است. این مزیت آشکارى براى او نسبت به دیگران است که بیشتر بلکه تمام مردم پس از شناخت چیزى در آن شک مى‏کنند و شبهه و وسواس بر دل آنان نفوذ مى‏کند و شیاطین در آن باره اغوا مى‏کنند.

روایت شده است که چون پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم امیر المؤمنین على علیه السّلام را براى قضاوت به یمن گسیل فرمود دست بر سینه ‏اش زد و عرضه داشت: «بار خدایا دلش را هدایت ‏فرماى و زبانش را استوار بدار.» و امیر المؤمنین مى‏ گفته است: پس از این دعاى پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم در هیچ قضاوتى که میان دو کس انجام دادم، شک و تردید نکردم.

و هم روایت شده است که چون پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم این آیه را تلاوت فرمود که «لِنَجْعَلَها لَکُمْ تَذْکِرَهً وَ»، «و نگه دارد آن پند را گوش نگاهدارنده.» عرضه داشت: بار خدایا گوش على را چنان قرار بده، و به پیامبر گفته شد: «دعاى تو پذیرفته شد.»

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۷ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدید: ۳

حتما ببینید

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۸۵ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۴۷۷ صبحی صالح ۴۷۷-وَ قَالَ ( علیه ‏السلام  )أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهَا صَاحِبُهُ حکمت ۴۸۵ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code