خانه / 80 حکمت شرح ابن ابي الحدید / نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۹۰ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)فتنه

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۹۰ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)فتنه

حکمت ۹۳ صبحی صالح

۹۳-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )لَا یَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْفِتْنَهِ لِأَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَهٍ وَ لَکِنْ مَنِ‏اسْتَعَاذَ فَلْیَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَقُولُ وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَهٌوَ مَعْنَى ذَلِکَ أَنَّهُ یَخْتَبِرُهُمْ بِالْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ لِیَتَبَیَّنَ السَّاخِطَ لِرِزْقِهِ وَ الرَّاضِیَ بِقِسْمِهِ وَ إِنْ کَانَ سُبْحَانَهُ أَعْلَمَ بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ لَکِنْ لِتَظْهَرَ الْأَفْعَالُ الَّتِی بِهَا یُسْتَحَقُّ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ لِأَنَّ بَعْضَهُمْ یُحِبُّ الذُّکُورَ وَ یَکْرَهُ الْإِنَاثَ وَ بَعْضَهُمْ یُحِبُّ تَثْمِیرَ الْمَالِ وَ یَکْرَهُ انْثِلَامَ الْحَالِ‏

قال الرضی و هذا من غریب ما سمع منه فی التفسیر

حکمت ۹۰ شرح ابن ‏أبی ‏الحدید ج ۱۸   

۹۰: لَا یَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْفِتْنَهِ- لِأَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَهٍ- وَ لَکِنْ مَنِ اسْتَعَاذَ فَلْیَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ [مَضَلَّاتِ‏] الْفِتَنِ- فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَقُولُ- وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَهٌ- وَ مَعْنَى ذَلِکَ أَنَّهُ سُبْحَانَهُ یَخْتَبِرُ عِبَادَهُ- بِالْأَمْوَالِ وَ الْأَوْلَادِ لِیَتَبَیَّنَ السَّاخِطَ لِرِزْقِهِ- وَ الرَّاضِیَ بِقِسْمِهِ- وَ إِنْ کَانَ سُبْحَانَهُ أَعْلَمَ بِهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ- وَ لَکِنْ لِتَظْهَرَ الْأَفْعَالُ الَّتِی بِهَا یُسْتَحَقُّ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ- لِأَنَّ بَعْضَهُمْ یُحِبُّ الذُّکُورَ وَ یَکْرَهُ الْإِنَاثَ- وَ بَعْضَهُمْ یُحِبُّ تَثْمِیَر الْمَالِ وَ یَکْرَهُ انْثِلَامَ الْحَالِ قال الرضی رحمه الله تعالى- و هذا من غریب ما سمع منه ع فی التفسیر

الفتنه لفظ مشترک- فتاره تطلق على الجائحه و البلیه تصیب الإنسان- تقول قد افتتن زید و فتن فهو مفتون- إذا أصابته مصیبه فذهب ماله أو عقله أو نحو ذلک- قال تعالى إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ- یعنی الذین عذبوهم بمکه لیرتدوا عن الإسلام- و تاره تطلق على الاختبار و الامتحان- یقال فتنت الذهب إذا أدخلته النار لتنظر ما جودته- و دینار مفتون- و تاره تطلق على الإحراق- قال تعالى‏ یَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ یُفْتَنُونَ- و ورق مفتون أی فضه محرقه- و یقال للحره فتین کأن حجارتها محرقه- و تاره تطلق على الضلال یقال رجل فاتن و مفتن- أی مضل عن الحق جاء ثلاثیا و رباعیا- قال تعالى ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ بِفاتِنِینَ- إِلَّا مَنْ هُوَ صالِ الْجَحِیمِ أی بمضلین- و قرأ قوم مفتنین- فمن قال إنی أعوذ بک من الفتنه و أراد الجائحه- أو الإحراق أو الضلال فلا بأس بذلک- و إن أراد الاختبار و الامتحان فغیر جائز- لأن الله تعالى أعلم بالمصلحه- و له أن یختبر عباده لا لیعلم حالهم- بل لیعلم بعض عباده حال بعض- و عندی أن أصل اللفظه هو الاختبار و الامتحان- و أن الاعتبارات الأخرى راجعه إلیها- و إذا تأملت علمت صحه ما ذکرناه

ترجمه فارسی شرح ابن‏ ابی الحدید

حکمت (۹۰)

لا یقولنّ احدکم: اللهم انّى اعوذ بک من الفتنه، لانه لیس احد الا و هو مشتمل على فتنه و لکن من استعاذ فلیستعذ من مضلات الفتن، فان الله سبحانه یقول: «وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَهٌ». و معنى ذلک انّه سبحانه یختبر عباده بالاموال و الاولاد لیتبین الساخط لرزقه، و الراضى بقسمه، و ان کان سبحانه اعلم بهم من انفسهم، و لکن لتظهر الافعال التى بها یستحق الثواب و العقاب، لان بعضهم یحبّ الذکور و یکره الاناث، و بعضهم یحبّ تثمیر المال، و یکره انثلام الحال. قال الرضى رحمه الله تعالى: و هذا من غریب ما سمع منه علیه السّلام فى التفسیر.

«کسى از شما نگوید بار خدایا من از فتنه به تو پناه مى‏ برم. زیرا هیچ کس نیست مگر آنکه در فتنه ‏اى است، هر کس هم به خدا پناه مى‏ برد از فتنه‏ هاى گمراه کننده پناه ببرد که خداوند سبحان فرموده است: «و بدانید که همانا اموال و اولاد شما فتنه‏ اند.» و معنى آن این است که خداوند سبحان بندگان خویش را با اموال و اولاد مى‏ آزماید تا ناخشنود و خشنود از روزى او را روشن سازد، هر چند که خداوند از خود بندگان به ایشان داناتر است ولى براى اینکه کارهایى را که سزاوار پاداش است از کارهایى که سزاوار عقاب است آشکار فرماید، که برخى فرزند پسر را دوست دارند و دختر را ناخوش مى‏ دارند و برخى افزایش مال را دوست مى ‏دارند و کاهش آن و دگرگونى آن را خوش نمى‏ دارند.

سید رضى که خداى متعال رحمتش فرماید مى‏ گوید: و این از تفسیرهاى شگفتى است که از آن حضرت علیه السّلام شنیده شده است.
فتنه کلمه مشترکى است که گاه بر گرفتارى و بلایى که به انسان مى‏ رسد اطلاق مى‏ شود، چنانکه مى‏گویى زید مفتون است و مقصود این است که سوگى به او رسیده و مال یا عقل او را از میان برده است. خداوند متعال مى‏ فرماید «إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ» یعنى کسانى که زنان و مردان مسلمان را در مکه شکنجه مى‏ دادند تا از اسلام برگردند. گاهى هم این کلمه به آزمون و سنجش معنى مى‏ شود، مى‏ گویند طلا را مفتون کردم یعنى در کوره نهادم که عیار آن را روشن سازم و دینار مفتون یعنى دینار سره.

گاه این کلمه به سوزاندن اطلاق مى‏ شود چنانکه خداوند متعال مى‏ فرماید: «روزى‏که آنان در آتش مفتون مى‏ شوند» و در مورد نقره هم گفته مى‏ شود یعنى نقره آتش دیده. به زمین سنگلاخ هم فتین گفته مى ‏شود، یعنى گویى سنگهاى آن را در کوره نهاده ‏اند. گاهى هم بر ضلالت و گمراهى اطلاق مى‏ شود و گفته مى‏ شود مرد فاتن و مفتن یعنى گمراه از حق و خداوند متعال فرموده است: « ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ بِفاتِنِینَ» یعنى گمراهان، و هر کس بگوید خدایا من به تو از فتنه پناه مى ‏برم و منظورش گمراهى و بلا و سوختن در آتش باشد جایز است، ولى اگر منظور امتحان و سنجش باشد جایز نیست که خداوند متعال بر مصلحت داناتر است.

حق اوست که بندگان را بیازماید نه از این جهت که خود احوال ایشان را بداند بلکه براى اینکه برخى از بندگانش حال برخى دیگر را بدانند، و به عقیده من معنى اصلى کلمه فتنه همان آزمون و سنجش است و معانى دیگر معانى بعدى است و اگر دقت کنى درستى این را خواهى دانست.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد ۷ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

 

بازدید: ۵

حتما ببینید

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۸۵ متن عربی با ترجمه فارسی (شرح ابن ابی الحدید)

حکمت ۴۷۷ صبحی صالح ۴۷۷-وَ قَالَ ( علیه ‏السلام  )أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهَا صَاحِبُهُ حکمت ۴۸۵ …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code