خانه / 70نامه ها ترجمه شرح ابن ابی الحدید / نامه ۷۷ شرح ابن ابی الحدید (با ترجمه فارسی کتاب جلوه های تاریخ دکتر دامغانی)

نامه ۷۷ شرح ابن ابی الحدید (با ترجمه فارسی کتاب جلوه های تاریخ دکتر دامغانی)

۷۷ و من وصیه له ع لعبد الله بن العباس أیضا- لما بعثه للاحتجاج على الخوارج

لَا تُخَاصِمْهُمْ بِالْقُرْآنِ- فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ- تَقُولُ وَ یَقُولُونَ… وَ لَکِنْ حَاجِجْهُمْ بِالسُّنَّهِ- فَإِنَّهُمْ لَنْ یَجِدُوا عَنْهَا مَحِیصا

مطابق نامه۷۷ نسخه صبحی صالح

شرح وترجمه فارسی

(۷۷): از سفارش آن حضرت است به عبدالله بن عباس ‍ هنگامى که او را براى احتجاج باخوارج گسیل داشت.

در این سفارش که چنین است : لا تخاصمهم بالقرآن ، فان القرآن حمال ذو وجوه ، تقول و یقولون ، و لکن حاججهم بالسنه ، فانهم لن یجدوا عنها محیصا، به قرآن با آنان احتجاج مکن که قرآن داراى معانى گوناگون است ، تو چیزى مى گویى و آنان چیزى دیگر، به سنت به آنان سخن بگو که راه گریزى از آن نمى یابند.

ابن ابى الحدید مى گوید: این سخن را از لحاظ شرف و بلندى نظیرى نیست و این بدان سبب است که مواضعى از قرآن به ظاهر با یکدیگر متناقض به نظر مى رسد، از قبیل آنکه جایى مى فرماید لا تدرکه الابصار و جاى دیگر مى فرماید الى ربها ناظره و نظیر این بسیار است .

ولى سنت این چنین نیست و این بدان سبب است که اصحاب پیامبر صلى الله علیه و آله درباره سنت از پیامبر مى پرسیدند و توضیح مى خواستند و اگر سخنى هم بر ایشان مشتبه مى شد به رسول خدا مراجعه مى کردند و مى پرسیدند و حال آنکه در مورد قرآن چنان نبودند و اگر سؤ الى هم مى شد، اندک بود و آن را به همان صورت و بدون آنکه بیشتر ایشان معانى دقیق آن را بفهمند مى پذیرفتند و قدرت فهم آن به ایشان داده نشده بود، نه اینکه قرآن براى اهل آن غیرمفهوم باشد. وانگهى آنان بارى احترام به قرآن و رسول خدا کمتر مى پرسیدند و آیات قرآنى را همچون بسیارى از کلمات و نامهاى مقدس به منظور کسب برکت مى پذیرفتند، بدون آنکه احاطه به معناى آن پیدا کنند.

از سوى دیگر چون ناسخ و منسوخ قرآن به مراتب بیش از ناسخ و منسوخ سنت و حدیث است ، در مورد قرآن اختلاف نظر بسیار شد. میان اصحاب ، افرادى بودند که گاه در مورد کلمه اى از پیامبر صلى الله علیه و آله مى پرسیدند و آن حضرت هم آن را براى ایشان تفسیر موجزى مى فرمود که براى سؤ ال کننده فهم کامل حاصل نمى شد.

هنگامى که آیه مربوط به کلاله که آخرین آیه سوره نساء است نازل شد و در پایان آن هم مى فرماید خداوند براى شما بیان مى کند که مبادا گمراه شوید.، عمر درباره کلاله از پیامبر پرسید که معنى آن چیست و پیامبر در پاسخ به او فرمود: آیه صیف  تو را کفایت مى کند و هیچ توضیح دیگرى نداد. عمر هم برگشت و دیگر نپرسید و مفهوم آن را نفهمید و بر همان حال باقى ماند تا درگذشت . عمر پس از آن مى گفت : بارخدایا کاش روشن تر مى فرمودى که عمر نفهمیده است ، در حالى که در مورد سنت و گفتگوى با رسول خدا صلى الله علیه و آله برخلاف این روش رفتار مى کردند. به همین سبب على علیه السلام به ابن عباس سفارش مى فرمود که با خوارج با سنت احتجاج کند نه با قرآن .

اگر بپرسى که آیا ابن عباس طبق سفارش امیرالمؤ منین رفتار کرد؟ مى گویم : نه ، او با قرآن با ایشان مباحثه کرد، نظیر این آیه که مى فرماید حکمى از خویشاوندان مرد و حکمى از خویشاوندان زن گسیل دارید. و گفتار خداوند در مورد کفاره شکار براى شخص محرم که مى فرماید دو عادل از شما در آن مورد حکم کنند.  و به همین سبب بود که خوارج از عقیده خویش برنگشتند و آتش جنگ برافروخته شد، البته با این احتجاج ابن عباس فقط تنى چند از خوارج از عقیده خود برگشتند.

اگر بگویى : مقصود از سنتى که فرمان داده است ، ابن عباس با آن احتجاج کند چیست ؟ مى گویم : امیرالمؤ منین علیه السلام را در آن مورد غرض صحیحى بوده و به سنت توجه داشته است . على علیه السلام مى خواسته است ابن عباس به خوارج بگوید: پیامبر صلى الله علیه و آله فرموده است : على با حق و حق با على است و هر کجا على باشد، حق هم با او همراه است . و این گفتار رسول خدا که فرموده است : بارخدایا دوست بدار هرکس را که او را دوست مى دارد و دشمن بدار هرکس که او را دشمن مى دارد، یارى بده هرکس را که او را یارى دهد و خوار و زبون فرماى هرکس را که او را نصرت ندهد.،

و اخبار دیگرى نظیر این اخبار که اصحاب آن را خود از دهان پیامبر صلى الله علیه و آله شنیده بودند و در آن هنگام گروهى از ایشان زنده و حاضر بودند و با نقل و تاءیید ایشان حجت بر خوارج ثابت مى شد. اگر ابن عباس چنان کرده بود و با آن اخبار با خوارج احتجاج مى کرد و مى گفت : مخالفت با چنین شخصى و سرپیچى از فرمان او به هیچ روى درست نیست ، غرض اصلى امیرالمؤ منین در چگونگى جدال با خوارج و اهداف برتر دیگرى هم حاصل مى شد، ولى کار آن چنان که او مى خواست انجام نشد و جنگ بر آنان مقدر شد که همگان را از میان برد و تقدیر خداوند به هر حال صورت مى گیرد.

جلوه‏ تاریخ‏ درشرح‏ نهج‏ البلاغه ‏ابن‏ ابى‏ الحدید، ج ۷ //ترجمه دکتر محمود مهدوى دامغانى

درباره‌ی .

حتما ببینید

نامه ۷۳ شرح ابن ابی الحدید (با ترجمه فارسی کتاب جلوه های تاریخ دکتر دامغانی)

۷۳ و من کتاب له ع إلى معاویه أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّی عَلَى التَّرَدُّدِ فِی جَوَابِکَ- …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code