خانه / 160ترجمه خطبه ها شرح ابن ابی الحدید / خطبه ۱۶۹ شرح ابن ابی الحدید (با ترجمه فارسی کتاب جلوه های تاریخ دکتر دامغانی)

خطبه ۱۶۹ شرح ابن ابی الحدید (با ترجمه فارسی کتاب جلوه های تاریخ دکتر دامغانی)

۱۶۹ و من کلام له ع بعد ما بویع له بالخلافه

و قد قال له قوم من الصحابه- لو عاقبت قوما ممن أجلب على عثمان فقال ع: یَا إِخْوَتَاهْ إِنِّی لَسْتُ أَجْهَلُ مَا تَعْلَمُونَ- وَ لَکِنْ کَیْفَ لِی بِقُوَّهٍ وَ الْقَوْمُ الْمُجْلِبُونَ- عَلَى حَدِّ شَوْکَتِهِمْ یَمْلِکُونَنَا وَ لَا نَمْلِکُهُمْ- وَ هَا هُمْ هَؤُلَاءِ قَدْ ثَارَتْ مَعَهُمْ عِبْدَانُکُمْ- وَ الْتَفَّتْ إِلَیْهِمْ أَعْرَابُکُمْ- وَ هُمْ خِلَالَکُمْ یَسُومُونَکُمْ مَا شَاءُوا- وَ هَلْ تَرَوْنَ مَوْضِعاً لِقُدْرَهٍ عَلَى شَیْ‏ءٍ تُرِیدُونَهُ- إِنَّ هَذَا الْأَمْرَ أَمْرُ جَاهِلِیَّهٍ- وَ إِنَّ لِهَؤُلَاءِ الْقَوْمِ مَادَّهً- إِنَّ النَّاسَ مِنْ هَذَا الْأَمْرِ إِذَا حُرِّکَ عَلَى أُمُورٍ- فِرْقَهٌ تَرَى مَا تَرَوْنَ وَ فِرْقَهٌ تَرَى مَا لَا تَرَوْنَ- وَ فِرْقَهٌ لَا تَرَى هَذَا وَ لَا هَذَا- فَاصْبِرُوا حَتَّى یَهْدَأَ النَّاسُ وَ تَقَعَ الْقُلُوبُ مَوَاقِعَهَا- وَ تُؤْخَذَ الْحُقُوقُ مُسْمَحَهً- فَاهْدَءُوا عَنِّی وَ انْظُرُوا مَا ذَا یَأْتِیکُمْ بِهِ أَمْرِی- وَ لَا تَفْعَلُوا فَعْلَهً تُضَعْضِعُ قُوَّهً وَ تُسْقِطُ مُنَّهً- وَ تُورِثُ وَهْناً وَ ذِلَّهً وَ سَأُمْسِکُ الْأَمْرَ مَا اسْتَمْسَکَ- وَ إِذَا لَمْ أَجِدْ بُدّاً فَآخِرُ الدَّوَاءِ الْکَی‏

مطابق خطبه۱۶۸ نسخه صبحی صالح

شرح وترجمه فارسی

(۱۶۹)از سخنان على علیه السلام پس از اینکه به خلافت با او بیعت شد و گروهى ازصحابه به او گفتند: مناسب و شایسته است گروهى که مردم را براى کشتن عثمان جمع کردند عقوبت فرمایى ، و در پاسخ ایشان چنین فرمود:

( یا اخوتاه ان لست اجهل ما تعلمون و لکن کیف لى بقوه ) (اى برادران من ، چنان نیستم که آنچه را شما مى دانید ندانم ولى چگونه مرا توان و یاراى آن است …)مى گویم : بدان که این سخن دلالت بر آن دارد که در نفس على علیه السلام چنین بوده است تا محاصره کنندگان عثمان را عقوبت و کشندگان او را قصاص فرماید، البته به شرطى که کسى از آنان که به کشتن او مباشرت داشته اند زنده باقى مانده باشد. و به همین جهت فرموده است (چنین نیست که آنچه را شما مى دانید من ندانم ) و اعتراف کرده است که او هم به وجوب آن دانا است و متعذر شده است که آن چنان تمکن و قدرتى ندارد و درست هم فرموده است ، زیرا بیشتر مردم مدینه در آن کار شرکت داشتند و از مردم مصر و کوفه گروهى بزرگ از سرزمینهاى خود آمده بودند و راههاى بسیار دور را به آن منظور پیموده بودند و گروهى از اعراب سبک سر صحرانشین هم به آنان پیوسته بودند و همچنان که على (ع ) گفته است کارى چون کارهاى جاهلى بود و اگر موضوع آرامى را دوباره برمى انگیخت مردم اختلاف پیدا مى کردند و مضطرب مى شدند.

گروهى مى گویند على (ع ) درست رفتار کرده است و گروهى مى گویند خطا کرده است و گروهى هم در این مورد متوقف اند و به صواب و خطاى آن حکم نمى کنند.

اگر على (ع ) شروع به عقوبت مردم و گرفتن ایشان مى کرد در امان نبود که فتنه یى دیگر و بزرگتر از فتنه نخست پدید آید، و از لحاظ تدبیر و آنچه که شرع و عقل بر آن مقتضى است خوددارى از عقوبت تا آرام گرفتن فتنه و پراکنده شدن مردم و برگشتن هر قوم به سرزمین خودشان است . وانگهى على علیه السلام در آن موضوع تامل مى فرمود تا معاویه و دیگران به اطاعت او درآیند و پسران عثمان پیش او حاضر شوند و خون پدر خویش را مطالبه کنند و گروهى را مشخص کنند و بگویند چه کسانى عهده دار کشتن و چه کسانى عهده دار محاصره و چه کسانى عهده دار بالا رفتن از دیوار بوده اند؛ همان گونه که به طور معمول دادخواهان در حضور امام و قاضى دادخواهى مى کنند و در آن هنگام امکان عمل کردن به حکم خداوند متعال فراهم مى بود. و کار بدین گونه انجام نپذیرفت ، بلکه معاویه و مردم شام از فرمان او سرپیچى کردند، وارثان عثمان هم به او پناهنده شدند و از حوزه حکومت امیر المومنین جدا شدند و قصاص را نه از راه شرع بلکه آن را از راه زور مطالبه کردند و معاویه هم آن را همراه با تعصب دوره جاهلى قرار داد و هیچ یک از ایشان از راه درست وارد نشدند.

در همان حال یا پیش از آن موضوع طلحه و زبیر و پیمان شکنى آن دو در مورد بیعت و غارت کردن آن دو اموال مسلمانان را در بصره و کشتن آن دو اشخاص صالح آن شهر را پیش آمد و کارهایى صورت گرفت که همه آن امور امام (ع ) را از اینکه قصاص را انجام دهد باز داشت و اعتماد لازم فراهم نشد و حال آنکه اگر کار بر قاعده درستى استوار مى شد و با آرامش و پذیرفتن اصل حکومت در طلب خونخواهى برمى آمدند، اصلاح مى شد (همان گونه که ) امیر المومنین علیه السلام به معاویه فرمود (اما این که تو قاتلان عثمان را مطالبه مى کنى نخست در اطاعت من در آى و سپس درباره آن قوم پیش من محاکمه طرح کن تا من تو و ایشان را به آنچه کتاب خدا و سنت رسول خدا حکم مى کند در آورم ).

یاران معتزلى ما که خدایشان رحمت کند! گفته اند که این پیشنهاد و گفتار على علیه السلام عین حق و صواب محض است زیرا لازم است نخست مردم به اطاعت امام در آیند و پیش او محاکمه برند؛ اگر بر حق حکم کند امامت او پابرجا باقى مى ماند و اگر به ستم حکم کند حکومت او در هم مى شکند و خلع او لازم مى شود.

اگر بگویى معنى این گفتار على چیست که فرموده است (و این کار را با مدارا تا آنجا که ممکن باشد اصلاح مى کنم و چون چاره نیابم آخرین دوا داغ کردن است ) . مى گویم : معناى این سخن آن نیست که از عقوبت قاتلان عثمان تا آنجا که ممکن باشد خوددارى مى کنم و چون چاره یى نیابم آنان را عقوبت مى کنم . بلکه این سخن را در آغاز حرکت طلحه و زبیر به بصره فرموده است ، در همان حال گروهى به او پیشنهاد کردند تا کسانى که مردم را بر عثمان شورانده اند عقوبت فرماید، على علیه السلام نخست همان عذرى را که طرح فرموده است آورد و سپس گفت : من از جنگ با این پیمان گسلان که بیعت را درهم شکسته اند تا آنجا که برایم ممکن باشد خویشتندارى مى کنم و با پیام دادن و ترساندن ایشان و کوشش در برگرداندن ایشان به اطاعت با بیم و امید درنگ مى کنم و اگر چاره یى از جنگ نیابم آخرین دارو داغ کردن (جنگ ) است  که آخرین اقدام است که چاره کار عاصیان است .

جلوه‏ تاریخ‏ درشرح‏ نهج‏ البلاغه ‏ابن‏ ابى‏ الحدید، ج ۴ //ترجمه دکتر محمود مهدوى دامغانى

درباره‌ی .

حتما ببینید

خطبه ۲۳۹ شرح ابن ابی الحدید (با ترجمه فارسی کتاب جلوه های تاریخ دکتر دامغانی)

۲۳۹ و من کلام له ع قاله لعبد الله بن عباس- و قد جاءه برساله …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code