خانه / 230 کلمات قصار / نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۳۸ (شرح ابن میثم-ابن ابی الحدید-شرح عرفانی ملا فتح الله کاشانی)زنان

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۲۳۸ (شرح ابن میثم-ابن ابی الحدید-شرح عرفانی ملا فتح الله کاشانی)زنان

۲۳۸-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )الْمَرْأَهُ شَرٌّ کُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِیهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

۲۳۰ و فرمود (ع):

زن همه ‏اش بدى است و بدترین چیزى که در اوست این است که از او چاره‏اى نیست.

ترجمه عبدالمحمد آیتی 

*******************************************

شرح ابن‏ میثم

۲۲۴- امام (ع) فرمود:الْمَرْأَهُ شَرٌّ کُلُّهَا وَ شَرُّ مَا فِیهَا أَنَّهُ لَا بُدَّ مِنْهَا
ترجمه
«تمام حالات زن بد است، و بدتر از همه آن که مرد را از آن گریزى نیست».
شرح
مقصود امام (ع) آن است که تمام حالات زن براى مرد، بد است: امّا از نظر هزینه که روشن است، و امّا از نظر لذّت و کامجویى، چون باعث دورى از خدا و غفلت از بندگى او مى‏گردد. انگیزه‏هاى بدى، خود بد هستند، هر چند که عرضى باشند، و چون هر مردى ناگزیر از زن است، یعنى در طبیعت زندگانى دنیا، ضرورت نیاز باعث آن است که مرد، زحمات زن و بدیهاى آن را تحمل کند، و از آن رو که سبب همیشه مهمتر از مسبب است، پس این نیاز مبرم به وجود زن، بالاترین بدیهاى مربوط به زن مى‏باشد.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

*******************************************

شرح ابن ابى الحدید

حکمت (۲۳۵)
المرأه شرّ کلها و شر ما فیها انّه لا بد منها. «زن همه‏ اش بدى است و بدتر چیزى که در اوست، این است که از او چاره نیست.» شخصى پیش یکى از حکیمان سوگند خورد که از در خانه من هرگز شرى وارد نشده است. حکیم گفت: زن تو از کجا وارد خانه شده است و گفته شده است: هر کس خویشتن را در مورد زنانى که حلال هستند، به رنج اندازد گرایشى به حرام آنان پیدا نمى ‏کند که چون دردمندى است که آرزویش این است آسوده شود.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد۷ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

**************************************

شرح ملا فتح الله کاشانی

حکمت ۲۳۰
(و قال علیه السّلام: المراه شرّ کلّها) زن بد است همه موضوع او (و شرّ ما فیها) و بدتر از آنچه در او است (انّه لا بدّ منها) آن است که هیچ چاره‏اى نیست از او امّا شرّیت او از جهت آن است که مدار او بر مؤنت است و مشقّت و این شر عاجل است، و بر التذاذ و شهوت و دور ماندن از طاعت حضرت عزّت و این مستلزم شرّ آجل است. و امّا مزیت او از روى احتیاج به او به واسطه آن است که آن سبب شرور است و سبب، اقوى مى ‏باشد از مسبّب.

تنبیه ‏الغافلین ‏وتذکرهالعارفین، ج۲ //ملا فتح الله کاشانی

درباره‌ی .

حتما ببینید

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۷۷ (شرح ابن میثم-ابن ابی الحدید-شرح عرفانی ملا فتح الله کاشانی)سخت ‏ترین گناه

۴۷۷-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهَا صَاحِبُه‏ شماره حکمت براساس نسخه صبحی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code