خانه / 230 کلمات قصار / نهج البلاغه کلمات قصار حکمت ۲۳۶(شرح ابن میثم-ابن ابی الحدید-شرح عرفانی ملا فتح الله کاشانی)وصف دنیا

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت ۲۳۶(شرح ابن میثم-ابن ابی الحدید-شرح عرفانی ملا فتح الله کاشانی)وصف دنیا

۲۳۶-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )وَ اللَّهِ لَدُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِی عَیْنِی مِنْ عِرَاقِ خِنْزِیرٍ فِی یَدِ مَجْذُومٍ

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

۲۲۸ و فرمود (ع):

به خدا سوگند، که دنیاى شما در چشم من بى‏ ارج ‏تر از پاره استخوان خوکى است در دست شخصى جذامى.

ترجمه عبدالمحمد آیتی

*******************************************

شرح ابن‏ میثم

۲۲۲- امام (ع) فرمود:وَ اللَّهِ لَدُنْیَاکُمْ هَذِهِ- أَهْوَنُ فِی عَیْنِی مِنْ عُرَاقِ خِنْزِیرٍ فِی یَدِ مَجْذُومٍ‏

ترجمه

«به خدا قسم، این دنیاى شما در نظر من پست ‏تر از استخوان بى ‏گوشت خوکى است که در دست مبتلاى به خوره باشد.»

شرح

عراق جمع عرق، از نوع جمعهاى غریب، مثل تؤام جمع توأم است، و آن استخوانى است که گوشت را از آن زدوده‏اند. و این مبالغه‏اى است در پستى و حقارت دنیا و نفرت از آن، زیرا استخوان بى‏ گوشت هیچ فایده‏اى ندارد، بویژه آن که با انتساب به خوک مورد تأکید قرار داده است، و بعد هم با این که در دست جذامى باشد نفرت را به حد اعلا رسانده است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

*******************************************

شرح ابن ابى الحدید

حکمت (۲۳۳)

و الله لدنیاکم هذه اهون فى عینى من عراق خنزیر فى ید مجذوم. «به خدا سوگند دنیاى شما در دیده من خوارتر از استخوان خوکى است که اندکى گوشت داشته باشد و در دست شخص گرفتار به جذام باشد.» به جان خودم سوگند که به راستى راست گفته است که آن حضرت همواره راستگو بوده است و هر کس به سیره و روش او چه به هنگام برکنارى از کار و چه به هنگامى که عهده‏دار خلافت بوده است، بنگرد، درستى این سخن را مى ‏شناسد.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد۷ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

*******************************************

شرح ملا فتح الله کاشانی

حکمت ۲۲۸

(و قال علیه السّلام: و اللّه) و فرمود آن حضرت علیه السّلام قسم به معبود یکتا (لدنیاکم هذه) هر آینه این دنیاى شما (اهون فى عینى) خوارتر است در هر دو چشم من (من عراق خنزیر) از استخوان‏هاى بى‏ گوشت خوک که باشد (فى ید مجذوم) در دست صاحب جذام و جذام، فساد شکل است که عارض مى ‏شود به سبب خلط محترق خبیث متعفّن که منتشر شده باشد در جرم بدن. و این خلط هرگاه که بسیار شد مورّم اعضا است اوّلا و ثانیا مقرح آن و این مرض خبیث عسر العلاج است و شبهه‏اى نیست که هیچ چیز اخبث از عظم خنزیر نیست که در ید مجذوم مستحلّ خنزیر باشد. پس کلام حضرت اشاره باشد به نهایت خساست دنیا و تنفیر مردمان از آن

تنبیه ‏الغافلین ‏وتذکره العارفین، ج۲ //ملا فتح الله کاشانی

درباره‌ی .

حتما ببینید

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۷۷ (شرح ابن میثم-ابن ابی الحدید-شرح عرفانی ملا فتح الله کاشانی)سخت ‏ترین گناه

۴۷۷-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهَا صَاحِبُه‏ شماره حکمت براساس نسخه صبحی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code