خانه / 230 کلمات قصار / نهج البلاغه کلمات قصار حکمت ۲۳۲(شرح ابن میثم-ابن ابی الحدید-شرح عرفانی ملا فتح الله کاشانی)بخشش

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت ۲۳۲(شرح ابن میثم-ابن ابی الحدید-شرح عرفانی ملا فتح الله کاشانی)بخشش

۲۳۲-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )مَنْ یُعْطِ بِالْیَدِ الْقَصِیرَهِ یُعْطَ بِالْیَدِ الطَّوِیلَهِ
قال الرضی و معنى ذلک أن ما ینفقه المرء من ماله فی سبیل الخیر و البر و إن کان یسیرا فإن الله تعالى یجعل الجزاء علیه عظیما کثیرا
و الیدان هاهنا عباره عن النعمتین ففرق ( علیه‏السلام ) بین نعمه العبد و نعمه الرب تعالى ذکره بالقصیره و الطویله فجعل تلک قصیره و هذه طویله
لأن نعم الله أبدا تضعف على نعم المخلوق أضعافا کثیره إذ کانت نعم الله أصل النعم کلها فکل نعمه إلیها ترجع و منها تنزع

شماره حکمت براساس نسخه صبحی صالح

۲۲۴ و فرمود (ع):

کسى که با دست کوتاه ببخشد او را با دست دراز ببخشند.
من مى‏ گویم: معنى این عبارت این است که انسان مالى را که در راه خدا انفاق مى ‏کند هر چند، اندک باشد خداى تعالى پاداش او را فراوان خواهد داد.
و دو دست، عبارت است از دو نعمت. امام میان نعمت بنده و نعمت پروردگار فرق گذاشته و از نعمت بنده به دست کوتاه تعبیر نموده و از نعمت خدا به دست دراز.
زیرا، نعمت خداوندى همواره چند برابر نعمت بنده است. نعمت او اصل همه نعمتهاست و هر نعمت به او باز مى‏ گردد و از او افاضه مى‏ شود.

ترجمه عبدالمحمد آیتی

*******************************************

شرح ابن‏ میثم

۲۱۸- امام (ع) فرمود: مَنْ یُعْطِ بِالْیَدِ الْقَصِیرَهِ یُعْطَ بِالْیَدِ الطَّوِیلَهِ

ترجمه

«کسى که با دست کوتاه بخشش کند، با دست دراز خواهد گرفت».

شرح

این سخن امام (ع) اشاره دارد به آیات شریفه: مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها«» إِنْ تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً یُضاعِفْهُ لَکُمْ«» که لفظ ید (دست) را در هر دو مورد، براى نعمت و بخشش استعاره آورده است. و دراز و کوتاه، کنایه از زیادى و کمى است.

ترجمه‏ شرح‏ نهج‏ البلاغه(ابن‏ میثم)، ج۵ // قربانعلی  محمدی مقدم-علی اصغرنوایی یحیی زاده

*******************************************

شرح ابن ابى الحدید

حکمت (۲۲۹)
و قال علیه السّلام: من یعط بالید القصیره یعط بالید الطویله. «هر که با دست کوتاه ببخشد، او را با دست دراز ببخشند.» سید رضى که خدایش رحمت کناد گفته است: معنى این سخن این است که آنچه آدمى از مال خود در راه خیر و نیکى کردن مى‏پردازد هر چند اندک باشد، خداوند متعال پاداش آن را بزرگ و بسیار قرار مى‏دهد و منظور از کلمه «ید» در این جا نعمت است. على علیه السّلام میان نعمت بنده و نعمت خداى متعال فرق نهاده و یکى را به کوتاه و دیگرى را به بلند توصیف فرموده است که نعمتهاى خداوند همواره بر نعمت مخلوق فزونى بسیار دارد و چون نعمتهاى خداوندى اصل و ریشه همه نعمتهاست، پس همه نعمتها بر آن برمى‏گردد و از آن سرچشمه مى ‏گیرد.
این جمله را چون سید رضى شرح داده است، من از شرح آن بى‏ نیازم.

جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدیدجلد۷ //دکتر محمود مهدوى دامغانى

*******************************************

شرح ملا فتح الله کاشانی

حکمت ۲۲۴

(و قال علیه السّلام: من یعط بالید القصیره) کسى که بدهد به دست کوتاه به عطاى اندک در راه پروردگار (یعط بالید الطّویله) داده شود به دست دراز یعنى به عطاى بسیار از ناز و نعمت که آماده کرده باشد براى او حضرت بى‏نیاز. و سیّد رضى الدّین مى ‏فرماید که: (و معنى ذلک) یعنى معنى این کلام خجسته نظام (انّ ما ینفقه المرء) آن است که آنچه نفقه مى‏کند مرد (من ماله) از مال و متاع خود (فى سبل الخیر و البّر) در راههاى خیر و نیکویى که قربت است (و ان کان یسیرا) و اگر چه باشد حقیر و اندک (فانّ اللّه تعالى) پس به درستى که حق سبحانه و تعالى‏ (یجعل الجزاء علیه عظیما کثیرا) مى‏گرداند جزا و مزد بر آن، بزرگ و بسیار کقوله تعالى «مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّهٍ»«» (و الیدان هیهنا) و ید قصیره و ید طویله که در کلام، مذکور است (عبارتین عن النّعمتین) عبارتند از دو نعمت صغیر و عظیم (ففرّق علیه السّلام بین نعمه العبد) پس فرق فرمود آن شریف الوجود میان نعمت بنده (و نعمه الرّبّ) و نعمت پروردگار عطا دهنده (فجعل هذه قصیره) پس گردانید آن نعمت عبد را کوتاه (و تلک طویله) و این نعمت خداوند را دراز (لانّ نعم اللّه ابدا) زیرا که نعمت‏هاى حق سبحانه و تعالى همیشه (تضعّف على نعم المخلوقین) افزونى و زیادتى دارد بر نعمت‏هاى خلایق (اضعافا کثیره) زیادتى‏هاى بسیار و بى شمار (اذ کانت نعم اللَّه تعالى) زیرا که هست نعمت‏هاى آفریدگار (اصل النّعم کلّها) اصل همه نعمت‏ها (فکلّ نعمه) پس هر نعمتى که هست در دنیا و عقبى (الیها ترجع) به سوى نعمت‏هاى نامتناهى الهى رجوع مى ‏نماید و مآل و مرجع آن به سوى او کشیده مى‏ شود (و منها تنزع) و از او انتزاع مى ‏یابد و در وجود مى‏ آید

فکیف یؤدّى الشّکر حال کماله

و ان طالت الایّام و اتّصل العمر

تنبیه ‏الغافلین ‏وتذکره العارفین، ج۲ //ملا فتح الله کاشانی

درباره‌ی .

حتما ببینید

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۷۷ (شرح ابن میثم-ابن ابی الحدید-شرح عرفانی ملا فتح الله کاشانی)سخت ‏ترین گناه

۴۷۷-وَ قَالَ ( علیه‏السلام )أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهَا صَاحِبُه‏ شماره حکمت براساس نسخه صبحی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code