خانه / حکایات امام جعفر صادق (ع)

حکایات امام جعفر صادق (ع)

زندگینامه شطیطه

شـطـیـطـه , زنـى بـافضیلت و از شیعیان نیشابور بود, چون شنید که ابى جعفر محمدبن ابراهیم نـیـشـابورى , به نمایندگى جمعى از بزرگان شیعه نیشابور,عازم مدینه است , نزد وى آمد و یک درهم خالص و دو نخود, و قطعه اى پارچه از پنبه که به دست خود ریسیده بود …

بیشتر بخوانید »

چرا فرزندان یوسف (ع ) پیامبر نشدند؟

هنگامیکه حضرت یوسف پیراهن خود را بوسیله برادران براى پدرش ‍ فرستاد یعقوب پس از بینا شدن بوسیله آن پیراهن ، دستور داد همان روز براى حرکت به طرف مصر آماده شوند. از شادى و انبساطیکه این کاروان داشتند با سرعت بطرف مصر آمدند. این مسافرت نه روز طول کشید …

بیشتر بخوانید »

افتخار غلامی

از امام جواد علیه السلام نقل شده ، امام صادق علیه السلام دراى اسبى بود هر وقت به مسجد مى رفت بر آن سوار مى شد، غلامى داشت ، آن اسب را کنار مسجد نگه مى داشت ، روزى مردى خراسانى نزد غلام رفت و گفت : این اسب از …

بیشتر بخوانید »

پندى از ابلیس !!

امام صادق (ع ) براى حفص بن غیاث حکایت فرمودند که : روزى ابلیس بر حضرت یحیى (ع )ظاهرشد در حالى که ریسمان هاى فراوانى به گردنش آویخته بود؛ حضرت یحیى (ع ) پرسید: این ریسمان ها چیست ؟ ابلیس گفت : اینها شهوات و خواسته هاى نفسانى بنى آدم …

بیشتر بخوانید »

میهمان خراسانى و تنور آتش

ماءمون رقّى – که یکى از دوستان امام جعفر صادق علیه السلام است – حکایت نماید: در منزل آن حضرت بودم ، که شخصى به نام سهل بن حسن خراسانى وارد شد و سلام کرد و پس از آن که نشست ، با حالت اعتراض به حضرت اظهار داشت : …

بیشتر بخوانید »

آمرزش گناه دوست و مخالف

مرحوم راوندى در کتاب خرایج و جرائح خود آورده است : امام محمّد باقر به همراه فرزندش امام جعفر صادق علیهما السلام جهت انجام مراسم حجّ وارد مکّه مکّرمه شدند. در مسجدالحرام نزدیک کعبه الهى نشسته بودند، که شخصى وارد شد و اظهار داشت : سؤ الى دارم ؟ امام …

بیشتر بخوانید »

عبادت هر کس به اندازه ایمان او باید باشد.

حضرت صادق (ع ) فرمود ایمان بر هفت سهم تقسیم مى شود، بعضى از مسلمانها یک سهم را دارند، برخى دو سهم کسانى نیز عستند که داراى هفت سهم میباشد، از اینرو شایسته نیست بر صاحب یک سهم تحمیل کنند بار صاحب دو سهم را و کسیکه دو سهم دارد …

بیشتر بخوانید »

خود بین نباشید

  روزى امام صادق علیه السلام دوستان خود را نصیحت مى کرد که حسود خودبین نباشند، آنگاه این قصه را بازگو کرد: سیاحت و گردش از دستورهاى آیین عیسى علیه السلام بود، لذا عیسى خودش بسیار به گردش مى پرداخت در یکى از گردشها با شخصى همسفر شد، همچنان با …

بیشتر بخوانید »