خانه / 80 حکمت شرح میر حبیب الله خوئی / نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۹۹ (شرح میر حبیب الله خوئی)

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۹۹ (شرح میر حبیب الله خوئی)

حکمت ۱۰۳ صبحی صالح

۱۰۳- وَ رُئِیَ عَلَیْهِ إِزَارٌ خَلَقٌ مَرْقُوعٌ فَقِیلَ لَهُ فِی ذَلِکَ فَقَالَ‏

یَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَ تَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ وَ یَقْتَدِی بِهِ الْمُؤْمِنُونَ

إِنَّ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهَ عَدُوَّانِ مُتَفَاوِتَانِ وَ سَبِیلَانِ مُخْتَلِفَانِ فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْیَا وَ تَوَلَّاهَا أَبْغَضَ الْآخِرَهَ وَ عَادَاهَا

وَ هُمَا بِمَنْزِلَهِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مَاشٍ بَیْنَهُمَا کُلَّمَا قَرُبَ مِنْ وَاحِدٍ بَعُدَ مِنَ الْآخَرِ وَ هُمَا بَعْدُ ضَرَّتَانِ

شرح میر حبیب الله خوئی ج۲۱

التاسعه و التسعون من حکمه علیه السّلام

(۹۹) و قال علیه السّلام: إنّ الدّنیا و الاخره عدوّان متفاوتان، و سبیلان مختلفان، فمن أحبّ الدّنیا و تولّاها أبغض الاخره و عاداها، و هما بمنزله المشرق و المغرب، و ماش بینهما کلّما قرب من واحد بعد من الاخر و هما بعد ضرّتان.

اللغه

(ضرّه) المرأه: امرأه زوجها، و هما ضرّتان ج: ضرائر.

الاعراب

و ماش بینهما، مبتدأ و خبر رفع المبتدأ مقدّر لأنّه منقوص، و الخبر ظرف مستقر، و الجمله حالیّه، و هما مبتدأ و ضرّتان خبره، و بعد ظرف مبنى على الضم لحذف المضاف إلیه المنوىّ أی بعد کلّ ذلک.

المعنى

الدّنیا مؤنث الأدنى أی الدار الّتی هی أقرب إلیک من الاخره، و هی ماحولک من کلّ ما تعیش فیه و یعیش معک، و تحواک و تهواه، من نفسک و شهواتک و مالک و ولدک و جارک و معاشریک، فهی بالنسبه إلیک مختلطه و متجدّده فی کلّ حین، و منصرفه على الدّوام و منصرمه و فانیه غدّاره فرّاره فتانه، و الاخره دارک بعد موتک إلى الأبد، فیقول علیه السّلام: إنّ دنیاک و آخرتک لا تجتمعان معک کرفیقین مؤالفین معاضدین، بل هما عدوّان متفاوتان، فمن أحبّ الدّنیا أبغض الاخره، و من قرب إلى أحدهما بعد عن الاخر، و هما ضرّتان لا یمکن إرضاؤهما معا، فلا بدّ أن تختار إحداهما و تخلّی عن الاخره.

الترجمه

فرمود: براستى دنیا و آخرت دو دشمن ناجور و دو راه مخالف یکدیگرند هر کس دنیا را دوست دارد و دنبالش برود آخرت را دشمن داشته و با آن سر عداوت برداشته، و این دو بمانند خاور و باخترند که یکى میان آنها در راه است و هر چه بیکى از آن‏ها نزدیک شود از دیگرى دور شده، و آن دو بمانند دو هو هستند.

دنیا و آخرت چه دو دشمن برابرند
اندر خلاف هم بره خویش اندرند

دنیا طلب که در پى آنست روز و شب‏
با آخرت چه دشمن خونى است در غضب‏

این دو چه مشرقند و چه مغرب که راه‏ور
نزدیک این چه شد از آن افتاده دورتر

با این همه بدان دو هبویند کینه خواه‏
دنبال آخرت رو و دنیاى دون مخواه‏

منهاج ‏البراعه فی ‏شرح ‏نهج ‏البلاغه(الخوئی)//میر حبیب الله خوئی

بازدید: ۶

حتما ببینید

نهج البلاغه کلمات قصار حکمت شماره ۴۵۳ (شرح میر حبیب الله خوئی)

  حکمت ۴۷۷ صبحی صالح ۴۷۷-وَ قَالَ ( علیه ‏السلام  )أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَخَفَّ بِهَا صَاحِبُه‏   شرح میر …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code