خانه / 200-220 ترجمه خطبه ها شرح ابن میثم / خطبه۲۰۴ترجمه شرح ابن میثم بحرانی

خطبه۲۰۴ترجمه شرح ابن میثم بحرانی

(خطبه۲۱۳صبحی صالح)

و من خطبه له ( علیه‏السلام ) فی تمجید اللّه و تعظیمه‏

الْحَمْدُ لِلَّهِ الْعَلِیِّ عَنْ شَبَهِ الْمَخْلُوقِینَ- الْغَالِبِ لِمَقَالِ الْوَاصِفِینَ- الظَّاهِرِ بِعَجَائِبِ تَدْبِیرِهِ لِلنَّاظِرِینَ- وَ الْبَاطِنِ بِجَلَالِ عِزَّتِهِ عَنْ فِکْرِ الْمُتَوَهِّمِینَ- الْعَالِمِ بِلَا اکْتِسَابٍ وَ لَا ازْدِیَادٍ- وَ لَا

عِلْمٍ مُسْتَفَادٍ- الْمُقَدِّرِ لِجَمِیعِ الْأُمُورِ بِلَا رَوِیَّهٍ وَ لَا ضَمِیرٍ- الَّذِی لَا تَغْشَاهُ الظُّلَمُ وَ لَا یَسْتَضِی‏ءُ بِالْأَنْوَارِ- وَ لَا یَرْهَقُهُ لَیْلٌ وَ لَا یَجْرِی عَلَیْهِ نَهَارٌ- لَیْسَ إِدْرَاکُهُ بِالْإِبْصَارِ وَ لَا عِلْمُهُ بِالْإِخْبَارِ

و منها فی ذکر النبی ( صلى‏ الله ‏علیه‏ وآله‏ وسلم )

أَرْسَلَهُ بِالضِّیَاءِ وَ قَدَّمَهُ فِی الِاصْطِفَاءِ فَرَتَقَ بِهِ الْمَفَاتِقَ وَ سَاوَرَ بِهِ الْمُغَالِبَ وَ ذَلَّلَ بِهِ الصُّعُوبَهَ وَ سَهَّلَ بِهِ الْحُزُونَهَ حَتَّى سَرَّحَ الضَّلَالَ عَنْ یَمِینٍ وَ شِمَالٍ

ترجمه

از خطبه‏ هاى آن حضرت (ع) است:

قسمت اوّل خطبه 

«ستایش خدایى را سزاست که از همانندى آفریدگان برتر و از آنچه که وصف کنندگان گویند والاتر است، با آفرینشهاى شگفت‏انگیز خود در چشم نظاره کنندگان ظاهر و

آشکار است، به سبب شکوه و ارجمندیش از اندیشه توهم کنندگان پنهان است، دانایى است که دانش او اکتسابى نیست و بر آن افزوده نشود و از کسى فرا نگرفته

است، همه چیز را بدون احتیاج به فکر و اندیشیدن، به اندازه‏اش مقرر فرموده است، ذات اقدسى که تاریکیها او را فرا نمى‏گیرد، و از روشنیها کسب نور نمى‏کند، شب او را در

بر نمى‏گیرد و روز بر او نمى‏گذرد، دریافت او با چشم ظاهر و آگاهى او با شنیدن اخبار نیست.»

 

شرح

امام (ع) در این قسمت از عبارات خداوند متعال را به تعدادى از صفات ثبوتیه و سلبیه ستوده است:

۱- ذات اقدس او برتر از آن است که همانند مخلوقات باشد.

۲- بر آنچه وصف کنندگان بگویند غالب است و هیچ وصفى قدرت احاطه به او را ندارد و هیچ صفتى را از دست نمى‏دهد به گونه‏اى که بر آن توانایى نداشته باشد و ما بارها به این مطلب اشاره کرده‏ ایم.

۳- براى کسانى که با چشم ظاهر و دیده دل به جهان آفرینش مى‏نگرند شگفتیهاى تدبیر حق آشکار است.

۴- به سبب ارجمندى و شکوه ذاتش از اندیشه خیال پردازان پنهان است. توضیح این دو صفت قبلا گذشت. «بجلال عزّته» مقصود از این جمله این است که خداوند منزّه از راه یافتن اندیشه به کنه ذات او است و این پنهان بودن، به لحاظ حقارت و کوچکى او نیست بلکه عزّت مقام و شکوه ذات او باعث این امر شده است، تعبیر به «فکر المتوهّمین» به این منظور است که روح انسان در موقع دریافت امور مجرّد از ماده، ناگزیر است که با انگیزه قوه واهمه از خیال خود کمک بگیرد، یعنى آنها را تشبیه به امور مادّى کرده تنزّل دهد و به صورتهاى خیالى در آورد، زیرا و هم انسان تنها چیزهایى را درک مى‏کند که مربوط به امور حسى باشد یا چنان تصور شود. بنا بر این آنچه را که انسان در این جهان تصوّر مى‏کند چه ذات یا صفات حق تعالى و یا غیر آن باشد ناگزیر باید همراه با صورت خیالى یا وابسته به آن باشد، در حالى که پروردگار متعال با توجه به عظمت و جلالش از این تصور خیالى منزّه و بدور است و از این لحاظ بطون و کمون دارد (یعنى مخفى و پنهان است).

۵- دانایى او مسبوق به جهل نیست تا نیازمند به کسب علم باشد، و کمبود علمى ندارد که احتیاج به افزودن داشته باشد یا استفاده از غیر کند چنان که‏ دانش آفریدگان بدین منوال است.

۶- المقدّر لجمیع الامور،
یعنى تمام کارها را بر طبق خواسته خود و به اندازه معیّن به وجود آورده، و در این کار از اندیشه و تدبیر منزّه بوده است.

۷- خداوند، کسى است که تاریکها او را نمى‏پوشاند و از روشنائیهاى جهان، نور نمى‏گیرد، زیرا که از جسم بودن و عوارض آن که امور مادى مى‏باشد، بدور است.

۸- ولایر هقه…،
شب او را در نمى‏یابد و روز بر او نمى‏گذرد، زیرا خداوند منزّه از آن است که زمان بر او احاطه پیدا کند.

۹- خداوند اشیاء را با دیدگان دریافت نمى‏کند چون ذات مقدّسش در دریافت حقایق نیاز به ابزار ندارد.

۱۰- آگاهى خداوند نشأت گرفته از اخبار و گزارشها نیست چنان که بیشتر دانشهاى ما چنین است، چون حق تعالى از داشتن ابزار شنوایى ظاهرى مبرّاست. و توفیق از خداوند است.

قسمت دوم خطبه که در باره برترى مقام پیامبر اکرم بیان فرموده است:

لغات

مساوره: حمله بردن

سرّح: جدا ساخت

ترجمه

«خداوند پیامبر را با نورى پر از روشنایى فرستاد، و او را در برگزیدن مقدم داشت، پس پراکندگیها و گسستگیها را به وسیله او جمع کرد و پیوند داد، و زورمندان را به توسط او

مورد هجوم قرار داد، و دشواریها را به وجود او آسان فرمود و ناهمواریها را به دست وى هموار کرد، تا آنجا که گمراهى را از راست و چپ دور کرد.»

 

شرح

 

در این مورد امام (ع) به برخى از فواید وجودى و فضایل و برتریهاى مقام پیامبر اکرم اشاره فرموده است:

۱- بعثت آن حضرت همراه با نور افشانى بود، و لفظ ضیاء کنایه از انوار اسلام است که به راه خدا راهنمایى مى‏ کند.

۲- خداوند او را بر همه پیامبران در فضیلت مقدم داشت، اگر چه همه انبیاء برگزیدگان او هستند.

۳- به وسیله او خداوند پراکندگیها را به همدیگر پیوند داد.
منظور از پراکندگیها، اختلافات و نابسامانیهاى دوره جهالت، پیش از پیامبر اکرم است و مراد از جمع‏آورى آنها منظّم و مرتب کردن مصالح امور آنها به واسطه دین اسلام و توحید است.

۴- با فرستادن آن حضرت، خداى عزّ و جل، زورگوى چیره را مورد حمله و هجوم قرار داد.
در این مورد که امام علیه السلام خدا را فاعل فعل ساور قرار داده، از باب مجاز است، زیرا، او پیامبر را به دینى مبعوث فرموده است که با آن بر زورمندان مشرک و غیر آن هجوم کرد.

۵- سر سختیها و دشواریها را به وسیله او زبون و رام کرد، مراد گردنکشان دوره جاهلیت و دشمنان دین خداست.

۶- خداوند متعال به وسیله پیامبر، تمام ناهمواریها را هموار کرد، منظور ناهمواریهایى است که در طریق حق وجود داشت، که پروردگار آن چنان او را راهنمایى فرمود تا توانست گمراهى و جهل را از راست و چپ دلها بزداید، و در ضمن عبارت راست و چپ اشاره به دور کردن دو صفت افراط و تفریط مى‏باشد که گاهى بر بعضى نفوس غلبه مى‏کند، چنان که بارى که بر پشت حیوان گذارده مى‏شود سعى مى‏شود که مبادا دو طرف آن نامیزان باشد، و این تعبیر امام (ع) از لطیفترین استعاره‏ها و بلیغترین آنهاست. توفیق از خداوند است.

ترجمه‏ شرح ‏نهج ‏البلاغه(ابن ‏میثم بحرانی)، ج ۴ ، صفحه‏ ى ۵۸-۵۳

بازدیدها: ۵۱

حتما ببینید

خطبه۲۱۸ترجمه شرح ابن میثم بحرانی

(خطبه۲۲۷صبحی صالح) و من دعاء له ( علیه‏ السلام ) یلجأ فیه إلى اللّه لیهدیه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code