خانه / 200-220 ترجمه خطبه ها شرح ابن میثم / خطبه۲۰۲ترجمه شرح ابن میثم بحرانی

خطبه۲۰۲ترجمه شرح ابن میثم بحرانی

(خطبه۲۱۱صبحی صالح)

و من خطبه له ( علیه‏ السلام ) فی عجیب صنعه الکون‏

وَ کَانَ مِنِ اقْتِدَارِ جَبَرُوتِهِ- وَ بَدِیعِ لَطَائِفِ صَنْعَتِهِ- أَنْ جَعَلَ مِنْ مَاءِ الْبَحْرِ الزَّاخِرِ- الْمُتَرَاکِمِ الْمُتَقَاصِفِ یَبَساً جَامِداً- ثُمَّ فَطَرَ مِنْهُ أَطْبَاقاً- فَفَتَقَهَا سَبْعَ

سَمَاوَاتٍ بَعْدَ ارْتِتَاقِهَا فَاسْتَمْسَکَتْ بِأَمْرِهِ- وَ قَامَتْ عَلَى حَدِّهِ وَ أَرْسَى أَرْضاً یَحْمِلُهَا الْأَخْضَرُ الْمُثْعَنْجِرُ- وَ الْقَمْقَامُ الْمُسَخَّرُ- قَدْ ذَلَّ لِأَمْرِهِ وَ أَذْعَنَ لِهَیْبَتِهِ- وَ

وَقَفَ الْجَارِی مِنْهُ لِخَشْیَتِهِ- وَ جَبَلَ جَلَامِیدَهَا وَ نُشُوزَ مُتُونِهَا وَ أَطْوَادِهَا- فَأَرْسَاهَا فِی مَرَاسِیهَا- وَ أَلْزَمَهَا قَرَارَتَهَا- فَمَضَتْ رُءُوسُهَا فِی الْهَوَاءِ- وَ رَسَتْ

أُصُولُهَا فِی الْمَاءِ- فَأَنْهَدَ جِبَالَهَا عَنْ سُهُولِهَا- وَ أَسَاخَ قَوَاعِدَهَا فِی مُتُونِ أَقْطَارِهَا وَ مَوَاضِعِ أَنْصَابِهَا- فَأَشْهَقَ قِلَالَهَا وَ أَطَالَ أَنْشَازَهَا- وَ جَعَلَهَا لِلْأَرْضِ عِمَاداً

وَ أَرَّزَهَا فِیهَا أَوْتَاداً- فَسَکَنَتْ عَلَى حَرَکَتِهَا مِنْ أَنْ تَمِیدَ بِأَهْلِهَا أَوْ تَسِیخَ بِحِمْلِهَا أَوْ تَزُولَ عَنْ مَوَاضِعِهَا- فَسُبْحَانَ مَنْ أَمْسَکَهَا بَعْدَ مَوَجَانِ مِیَاهِهَا- وَ أَجْمَدَهَا

بَعْدَ رُطُوبَهِ أَکْنَافِهَا- فَجَعَلَهَا لِخَلْقِهِ مِهَاداً- وَ بَسَطَهَا لَهُمْ فِرَاشاً- فَوْقَ بَحْرٍ لُجِّیٍّ رَاکِدٍ لَا یَجْرِی وَ قَائِمٍ لَا یَسْرِی- تُکَرْکِرُهُ الرِّیَاحُ الْعَوَاصِفُ- وَ تَمْخُضُهُ الْغَمَامُ

الذَّوَارِفُ- إِنَّ فِی ذلِکَ لَعِبْرَهً لِمَنْ یَخْشى‏

لغات

تعاصف: برهم خوردن امواج و شکسته شدن آنهاست.

مثعنجر: دریاى روان و پر آب.

قمقام: دریا، چون محلّ اجتماع و گرد آمدن آب است به این اسم نامیده شده است.

جبل: آفرید، خلق کرد.

جلامیدها: سنگهاى بسیار سخت و بزرگ زمین.

انهد: بلند کرد.

اساخ: داخل کرد.

انصاب: جمع نصب، علامتهایى که بر سر راهها نصب مى‏ شود.

انشاز: جمع نشز، بلندیهاى آن.

ارّزها فیها: پا بر جا و استوار کرد، در نسخه خطى سید رضى بدون تشدید: (ارزها) روایت شده است ولى با تشدید بهتر و روشن‏تر است.

اکنافها: کناره‏ هاى آن.

تکرکره: آن را بر مى‏ گرداند و تغییر مى ‏دهد.

 

ترجمه

از خطبه‏ هاى آن حضرت (ع) است:

«از عظمت قدرت و بدیع بودن لطایف آفرینش خداوند، آن که از آب انباشته دریاى پر موج که از آن صداى مهیبى از برخورد موجها بر مى‏ خاست، موجود خشک و جامدى را به وجود آورد، و سپس، از آن آب طبقاتى بهم پیوسته آفرید و بعد آنها را به صورت آسمانهاى هفتگانه از یکدیگر جدا فرمود، پس به فرمان خداوند این آسمانها خود را نگه داشتند و در آن جا که براى آنها تعیین شده بود ایستادند. زمین را در فضا استوار کرد، در حالى که ماده ‏اى کبود رنگ و پر آب و دریایى آرام و رام آن را بر پشت گرفت، دریایى که به فرمان خداوند، رام و در برابر هیبت او فروتن، و از ترس وى از جریان افتاده است و سنگهاى سخت و تپّه‏ ها و کوههاى زمین را آفرید، و آنها را در لنگرگاه هایشان متوقف کرد و در قرارگاه هایشان مستقر ساخت، پس سرهاى آنها در هوا بلند شد و ریشه‏ هاى آن در آب نفوذ کرد، کوهها را از جاهاى پست و صاف زمین بر افراشت و پایه‏ هاى آنها را در درون و اعماق زمین فرو برد و قلّه ‏هاى آنها را بسیار بلند قرار داد و نوک آنها را طولانى ساخت و آنها را تکیه‏گاه ها و ستونهاى زمین و همانند میخهاى پا بر جا در زمین استوار کرد، از این رو با داشتن حرکت آرام گرفت تا ساکنان خود را از لرزش و سقوط و خرابى و فساد نگه دارد.

پس پاک و منزه است کسى که زمین را با آن همه امواج ناآرام آب، ثابت‏ نگاه داشت، و با مرطوب بودن اطرافش آن را خشک کرد، و سپس آن را محل آرامش آفریده ‏هاى خود قرار داد و بستر زمین را براى آنان بر روى اقیانوسى عظیم که راکد و از جریان ایستاده است گسترده دریایى که آن را تنها بادهاى تند وزنده برهم مى ‏زند و ابرهاى بارنده آن را حرکت مى‏ دهد.
همانا در این دلایل عظمت و قدرت الهى، جاى عبرت و پندگیرى براى کسى است که از خداى خویش بیم داشته باشد.»

شرح

امام (ع) در این فصل بیان فرموده است که اصل حقیقت و ماده وجودى اجسام زمینى و آسمانى را آب تشکیل مى‏ دهد و چگونگى آفرینش این موجودات را از آب شرح داده است و نیز چگونگى آفرینش زمین و آسمانها و کوهها را بیان فرموده است، هر چند بیان کامل این مباحث در خطبه اوّل از بیان امام علیه السلام بازگو شده است، ولى به چند فایده که از سخنان حضرت در این مورد استفاده مى‏ شود، اشاره مى‏ کنیم: فایده اول: به دلیل این که اجرام آسمانى و زمینى از کمال نیرومندى و عظمت برخوردارند، و با این وصف در آن، شگفتیها، و نوآوریهایى، از نظر آفرینش وجود دارد که عقلها از شرح و بیانش حیران و ناتوان گشته است، ناگزیر امام (ع) وجود اجسام را از یک طرف به قدرت و عظمت خداوند و از طرفى به لطافت صنع و نوآورى ذات اقدس الهى نسبت داده است، تا اوّلا اشاره به این باشد که ذات اقدس احدیت از هر نظر در نهایت عظمت و بزرگى است، و ثانیا نهایت ظرافت در تدبیر و کمال حکمت خداوند در مقام آفرینش را بیان دارد، و جمود و خشکى را کنایه از زمین آورده است.

فایده دوّم: مرجع ضمیر در «منه»: بحر (دریا) است و در «حدّه»، یا اللَّه و یا امره است، منظور حضرت از جمله قامت على حدّه آن است که آسمانهاى‏

هفتگانه بر طبق اندازه و شکل و هیأتى که خداوند براى آنها معیّن کرده است قرار گرفته و از آن خارج نشده، تجاوز نکرده ‏اند و منظور از ضمیر در یحملها که مفعول و در محلّ نصب است کلمه ارض یعنى زمین است که به معناى «یبس»: جامد مى‏باشد، چنان که قبلا بیان شد، و همچنین ضمیر در جلامیدها و کلمات بعد از آن یعنى متونها و اطوادها به زمین برمى‏ گردد، اما ضمیر ارساها و ما بعد آن تا اصولها به جبال (کوهها) و مرجع ضمیرهاى جبالها، سهولها و اقطارها، ارض است، و در قواعدها، قلالها و انشازها مرجع ضمیر جبال است.

از جمله مطالبى که امام در خطبه اوّل نهج البلاغه راجع به آفرینش جهان مادّى بیان فرمود این بود که: کف روى آب به وسیله وزش باد به حرکت در آمد و به سوى فضایى پهناور بلند شد و از آن، آسمانها به وجود آمد.

فایده سوم: تسلیم بودن دریاى محیط جهان مادّه در برابر فرمان الهى و پذیرش بزرگى و عظمت او حکایت از آن دارد که این عالم سراسر، امکان است و محتاج و نیازمند به قدرت خداوند، مى‏باشد و تحولات و تغییراتى که در آن پیدا مى‏شود همه به اراده حق تعالى است، و امام علیه السلام در این عبارات استعاره به کار برده است«».

فایده چهارم: فرمایش امام (ع): على حرکتها یعنى در حال حرکت زمین زیرا، کلمه على به معناى حال است.
از عبارت تسیخ بحملها چنین استفاده مى ‏شود که اگر کوهها میخهاى زمین نبودند زمین با تکان خوردن ساکنانش را در خود فرو مى ‏برد. امّا این که کوهها مانع از جنبش سرکش زمین مى ‏شود، دلیلش را در خطبه اول نهج البلاغه دانستى، و امّا این مطلب که اگر کوهها نبود زمین ساکنان خود را فرو مى ‏برد، به‏این دلیل است که هر گاه زمین بلرزد، رویه و پهنه زمین که انسانها بر روى آن هستند در آب فرو رود و مقصود امام (ع) از فرو بردن زمین همین است، بنا بر این کوهها همان طور که از لرزش زمین ممانعت مى‏ کنند، از این که زمین ساکنانش را فرو برد یا از جاى خود کنده شود نیز ممانعت مى‏ کنند.

فایده پنجم: سخن امام که زمین پس از مرطوب بودن اطراف آن، خشک شد داراى دو احتمال است:

۱- ممکن است اشاره به این باشد که اصل زمین از کف آب بوده است، چنان که قبلا بیان شد.
۲- احتمال دیگر این که حضرت با آن جمله به قسمتى از زمین نظر داشته که در آب فرو رفته سپس آب از آن قسمت بالاى زمین به جاهاى پایین‏تر جارى شده و آن نقطه از آب خالى و بعد خشک شده، این نقاط و مواضع بسیار است، که قسمتى مسکونى و قسمتى غیر مسکونى است.

فایده ششم: گفتار امام (ع) تمخضه الغمام الذّوارف
اشاره به آن است که دریا در اثر آمدن باران با شدت تکان خورده، طوفانى و مضطرب مى‏ شود، و این اضطراب به واسطه حرکتى است که باران در دریا ایجاد مى‏ کند چون با شدت به دریا مى‏ ریزد و آن را به حرکت در مى‏ آورد و یا از آن جهت است که باران همراه با باد است و در نتیجه آن در دریا موج و طوفان به وجود مى ‏آورد، بیشترین بادهایى که وسیله تحریک اقیانوس مى‏ شود بادهاى جنوبى است که تسلط کامل بر آن دارد، و این امر را بارها خودم مشاهده کرده‏ ام.

فایده هفتم: امام (ع) پس از آن که آفریده‏ هاى مادّى و تغییراتى را که قدرت خداوندى در آنها ایجاد مى‏ کند بر شمرده، فرموده است: محققا در آن تغییرات براى اهل خشیت، پند و عبرت است، تا آنان را از راههاى مختلف‏ عبرت، آگاه سازد، و منظور آن حضرت از اهل خشیت دانشمندان و علماى ربّانى مى ‏باشند، زیرا خداوند در قرآن این صفت را به آنها اختصاص داده و فرموده است: «إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ«»» توفیق از خداوند است.

ترجمه ‏شرح ‏نهج ‏البلاغه(ابن ‏میثم بحرانی)، ج ۴ ، صفحه‏ى ۵۱-۴۵

بازدیدها: ۳۴

حتما ببینید

خطبه۲۱۸ترجمه شرح ابن میثم بحرانی

(خطبه۲۲۷صبحی صالح) و من دعاء له ( علیه‏ السلام ) یلجأ فیه إلى اللّه لیهدیه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code