خانه / 140ترجمه خطبه ها شرح ابن ابی الحدید / خطبه ۱۴۴ شرح ابن ابی الحدید (با ترجمه فارسی کتاب جلوه های تاریخ دکتر دامغانی)

خطبه ۱۴۴ شرح ابن ابی الحدید (با ترجمه فارسی کتاب جلوه های تاریخ دکتر دامغانی)

۱۴۴ و من خطبه له ع

بَعَثَ رُسُلَهُ بِمَا خَصَّهُمْ بِهِ مِنْ وَحْیِهِ- وَ جَعَلَهُمْ حُجَّهً لَهُ عَلَى خَلْقِهِ- لِئَلَّا تَجِبَ الْحُجَّهُ لَهُمْ بِتَرْکِ الْإِعْذَارِ إِلَیْهِمْ- فَدَعَاهُمْ بِلِسَانِ الصِّدْقِ إِلَى سَبِیلِ الْحَقِّ- أَلَا إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَدْ کَشَفَ الْخَلْقَ کَشْفَهً- لَا أَنَّهُ جَهِلَ مَا أَخْفَوْهُ مِنْ مَصُونِ أَسْرَارِهِمْ- وَ مَکْنُونِ ضَمَائِرِهِمْ- وَ لَکِنْ لِیَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا- فَیَکُونَ الثَّوَابُ جَزَاءً وَ الْعِقَابُ بَوَاءً- أَیْنَ الَّذِینَ زَعَمُوا أَنَّهُمُ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ دُونَنَا- کَذِباً وَ بَغْیاً عَلَیْنَا أَنْ رَفَعَنَا اللَّهُ وَ وَضَعَهُمْ- وَ أَعْطَانَا وَ حَرَمَهُمْ وَ أَدْخَلَنَا وَ أَخْرَجَهُمْ- بِنَا یُسْتَعْطَى الْهُدَى وَ یُسْتَجْلَى الْعَمَى- إِنَّ الْأَئِمَّهَ مِنْ قُرَیْشٍ- غُرِسُوا فِی هَذَا الْبَطْنِ مِنْ هَاشِمٍ لَا تَصْلُحُ عَلَى سِوَاهُمْ- وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاهُ مِنْ غَیْرِهِم‏

مِنْهَا- آثَرُوا عَاجِلًا وَ أَخَّرُوا آجِلًا- وَ تَرَکُوا صَافِیاً وَ شَرِبُوا آجِناً- کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى فَاسِقِهِمْ وَ قَدْ صَحِبَ الْمُنْکَرَ فَأَلِفَهُ- وَ بَسِئَ بِهِ وَ وَافَقَهُ حَتَّى شَابَتْ عَلَیْهِ مَفَارِقُهُ- وَ صُبِغَتْ بِهِ خَلَائِقُهُ- ثُمَّ أَقْبَلَ مُزْبِداً کَالتَّیَّارِ لَا یُبَالِی مَا غَرَّقَ- أَوْ کَوَقْعِ النَّارِ فِی الْهَشِیمِ لَا یَحْفِلُ مَا حَرَّقَ- أَیْنَ الْعُقُولُ الْمُسْتَصْبِحَهُ بِمَصَابِیحِ الْهُدَى- وَ الْأَبْصَارُ اللَّامِحَهُ إِلَى مَنَازِلِ التَّقْوَى- أَیْنَ الْقُلُوبُ الَّتِی وُهِبَتْ لِلَّهِ وَ عُوقِدَتْ عَلَى طَاعَهِ اللَّهِ- ازْدَحَمُوا عَلَى الْحُطَامِ وَ تَشَاحُّوا عَلَى الْحَرَامِ- وَ رُفِعَ لَهُمْ عَلَمُ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ- فَصَرَفُوا عَنِ الْجَنَّهِ وُجُوهَهُمْ- وَ أَقْبَلُوا إِلَى النَّارِ بِأَعْمَالِهِمْ- وَ دَعَاهُمْ رَبُّهُمْ فَنَفَرُوا وَ وَلَّوْا- وَ دَعَاهُمُ الشَّیْطَانُ فَاسْتَجَابُوا وَ أَقْبَلُوا

 

مطابق خطبه ۱۴۴ نسخه صبحی صالح

شرح وترجمه فارسی

(۱۴۴)از سخنان آن حضرت (ع )

در این خطبه که با عبارت بعث رسله بما خصهم به من وحیه (خداوند پیامبران خویش را با وحى که ویژه آنان فرموده برانگیخته است ) شروع مى شود پس از توضیح مختصرى درباره مطالب کلامى خطبه بحث مختصر زیر را ایراد کرده است که اگر چه طاهر آن به کلام بیشتر شباهت دارد ولى حاوى نکات تاریخى و اجتماعى است . )

اختلاف فرقه هاى اسلامى در اینکه ائمه باید از قریش باشند

مردم در مورد شرط نسب براى امامت اختلاف نظر دارند، گروهى از یاران قدیمى معتزله ما گفته اند: در امامت نسب به هیچ روى شرط نیست و امامت براى قرشى و غیر قرشى سزاوار است به شرطى که فاضل و داراى شرایط معتبر دیگر باشد و اجتماع کلمه مسلمانان در مورد پیشوایى او صورت گرفته باشد. خوارج نیز همین عقیده را دارند.

بیشتر مردم همچنین بیشتر یاران ما بر این عقیده اند که نسب در آن شرط است و امامت سزاوار کسى جز اعراب نیست و از میان اعراب هم سزاوار قریش است . بیشتر یاران (معتزلى ) ما مى گویند: معنى این گفتار پیامبر (ص ) که فرموده است(ائمه از قریش ‍ هستند) این است که اگر میان قریش کسى پیدا شود که براى امت شایسته باشد حق تقدم با اوست ولى اگر میان قریش کسى که شایسته امت است موجود نباشد شرط قرشى بودن ملاحظه نخواهد شد.

برخى از یاران ما گفته اند: معنى این خبر این است که قریش هیچ گاه خالى از کسى که شایسته امامت است نخواهد بود و با این خبر این موضوع را واجب دانسته اند که در هر عصر و زمان کسى از قریش که شایسته و سزاوار حکومت است وجود نخواهد داشت .

گروه بیشترى از زیدیه معتقدند که امامت فقط ویژه فرزندان و فرزند زادگان فاطمه (ع ) و از نسل ابو طالب است و براى هیچ کس ‍ دیگر غیر از این دو گروه روا نیست و امامت صحیح نخواهد بود مگر اینکه شخص فاضل زاهد عالم عادل شجاع و سیاستمدار براى آن قیام کند و مردم را به آن فرا خواند. برخى از زیدیه امامت را در افرادى که فاطمى نباشند ولى از نسل على علیه السلام باشند جایز مى دانند ولى این از اقوال شاذ و نادر ایشان است .

راوندیه  خلافت و امامت را از میان همه خانواده هاى قریش مخصوص عباس عموى پیامبر که رحمت خدا بر او باد و فرزندانش ‍ مى دانند و این عقیده و سخن به هنگام خلافت منصور دوانیقى و مهدى عباسى اظهار شده است .
اما امامیه امامت را میان فرزند زادگان حسین علیه السلام مى دانند که آن هم براى اشخاص معینى از ایشان و به اعتقاد امامیه امامت براى کسى دیگر غیر از ایشان روا نیست .

کیسانیه هم امامت را در محمد بن حنفیه و فرزندان او مى دانند و برخى از ایشان آن را قابل انتقال به فرزندان دیگران هم دانسته اند.
اگر بگویى تو این کتاب را بر مبناى قواعد معتزله و اصول ایشان شرح داده اى بنابراین ، این سخن تو چیست که تصریح بر آن است که در نظر امامیه امامت از میان قریش فقط سزاوار بنى هاشم است و این موضوع اعتقاد و مذهب هیچ یک از معتزله نه قدماى ایشان و نه متاخران آنان است .

مى گویم : این موضوع مشکل است و مرا در آن نظر خاصى است و آن این است که اگر ثابت شود على علیه السلام آن را فرموده است من هم همان عقیده را خواهم داشت که براى من ثابت شده است که پیامبر (ص ) درباره على علیه السلام فرموده است (او همراه حق است و به هر کجا که رود حق با او خواهد بود)وانگهى ممکن است این سخن را تاویل کرد و مطابق مذهب معتزله باشد و چنین معنى شود که مراد از آن مرحله کمال امامت است همان گونه که این گفتار رسول خدا (ص ) را که فرموده اند (نماز براى همسایه مسجد نیست مگر در مسجد)باید به مرحله کمال نماز معنى کرد نه اینکه نمازى که در خانه گزارده شود صحیح نیست .

جلوه‏ تاریخ‏ درشرح‏ نهج‏ البلاغه ‏ابن‏ ابى‏ الحدید، ج ۴ //ترجمه دکتر محمود مهدوى دامغانى

بازدید: ۸

حتما ببینید

خطبه ۲۳۹ شرح ابن ابی الحدید (با ترجمه فارسی کتاب جلوه های تاریخ دکتر دامغانی)

۲۳۹ و من کلام له ع قاله لعبد الله بن عباس- و قد جاءه برساله …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code